حیف روزایی که بی تو به سر شد/
حیف شب هایی که بی من سحر شد/
تو بی من تنها،من از تو تنهاتر/
حیف این عمری که تنها تبه شد/
من سردم،تو سردی،دل نیمه جونه/
می سوزه این ساز درب و داغونه/
می لرزه حتی با چیک چیک اشکام/
مثل گنجشکی که زیر بارونه/
لب هامون لبخند عشق و کم داره/
دلگیرن روزامون لحظه غمخواره/
دستات و نذرم کن خیلی محتاجم/
پاییز و می ریزم رو به تاراجم/
من ابرم تو بارون این قصه خیسه/
خورشید و برگردون اینجا قدیسه/
اعجاز بارون و باور کن وقتی/
می خواد این احساس و از نو بنویسه/
من ابرم،تو بارون،این لحظه نابه/
این لحظه مخصوص ماه و مهتابه/
بیدارم یا اینکه می بینم خوابه/
کی نیلوفر سهم قلب مردابه/
اینجا قلب ادم ها بی فانوسه/
رویاشون رویا نیست عین کابوسه/
اینجا چشمامون تو گریه می پوسه/
من جایی می خوام با تو قد بوسه/
ما دستامون با هم دنیا می سازه/
بی سقف و بی دیوار و بی دروازه/
ما با هم هستیم و با هم می میریم/
بپر با من بپر وقت پروازه
۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه
۱۳۸۸ مهر ۳, جمعه
شب مرگ
امشب دلش می خواد خدا ساعتها رو نگه داره
عقربه ها رو خواب کنه می خواد که صبح رو نیاره
ضربان قلبش امشب از همیشه سریعتره
تنها چند ساعت دیگه سرش رو چوبه ی داره
دختر کوچولوی بابا می گه بابام و نکشین
پسرش گریه می کنه،همسرش طاقت نداره
پدر پیرش اومده یه دنیا غصه تو نگاش
می گه اون و دار نزنید اخه گناهی نداره
ثانیه های اخره،چه لحظه های سختیه
پاهای لرزونش و روی چهارپایه می زاره
طناب دار و می کشن یه بیگناه کشته می شه
نفر بعد و میارن این بازی ادامه داره
عقربه ها رو خواب کنه می خواد که صبح رو نیاره
ضربان قلبش امشب از همیشه سریعتره
تنها چند ساعت دیگه سرش رو چوبه ی داره
دختر کوچولوی بابا می گه بابام و نکشین
پسرش گریه می کنه،همسرش طاقت نداره
پدر پیرش اومده یه دنیا غصه تو نگاش
می گه اون و دار نزنید اخه گناهی نداره
ثانیه های اخره،چه لحظه های سختیه
پاهای لرزونش و روی چهارپایه می زاره
طناب دار و می کشن یه بیگناه کشته می شه
نفر بعد و میارن این بازی ادامه داره
۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سهشنبه
فقط تو . . .
من از این شبا فقط تو رو می خوام
تنها از خدا فقط تو رو می خوام
تو شبای استجابت دعا
به خود خدا،فقط تو رو می خوام
به یاد شبای قدری که گذشت
امشب از خدا فقط تو رو می خوام
ای که رفتی و شکستی دلم و
با همین دل از خدا تو رو می خوام
ای که امروز با دلم غریبه ای
من دوباره از خدا تو رو می خوام
اگه حاجتم رو امشب بگیرم
بازم از خدا فقط تو رو می خوام
تنها از خدا فقط تو رو می خوام
تو شبای استجابت دعا
به خود خدا،فقط تو رو می خوام
به یاد شبای قدری که گذشت
امشب از خدا فقط تو رو می خوام
ای که رفتی و شکستی دلم و
با همین دل از خدا تو رو می خوام
ای که امروز با دلم غریبه ای
من دوباره از خدا تو رو می خوام
اگه حاجتم رو امشب بگیرم
بازم از خدا فقط تو رو می خوام
۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه
۱۳۸۸ مرداد ۱۶, جمعه
محبت(مولوی)
از محبت خارها گل می شود وز محبت سرکه ها مل می شود
از محبت دار تختی می شود وز محبت بار بختی می شود
از محبت سجن گلشن می شود وز محبت خانه روشن می شود
از محبت خار سوسن می شود بی محبت موم اهن می شود
از محبت نار نوری می شود وز محبت دیو حوری می شود
از محبت سنگ روغن می شود بی محبت روضه گلخن می شود
از محبت حزن شادی می شود وز محبت غول هادی می شود
از محبت نیش نوشی می شود بی محبت شیر موشی می شود
از محبت سقم صحّت می شود وز محبت قهر رحمت می شود
از محبت تلخها شیرین شود از محبت مس ها زرین شود
از محبت دردها صافی شود از محبت دردها شافی شود
از محبت مرده زنده می کنند از محبت شاه بنده می کنند
شعر از:مولوی
شنبه:17/5/1388
از محبت دار تختی می شود وز محبت بار بختی می شود
از محبت سجن گلشن می شود وز محبت خانه روشن می شود
از محبت خار سوسن می شود بی محبت موم اهن می شود
از محبت نار نوری می شود وز محبت دیو حوری می شود
از محبت سنگ روغن می شود بی محبت روضه گلخن می شود
از محبت حزن شادی می شود وز محبت غول هادی می شود
از محبت نیش نوشی می شود بی محبت شیر موشی می شود
از محبت سقم صحّت می شود وز محبت قهر رحمت می شود
از محبت تلخها شیرین شود از محبت مس ها زرین شود
از محبت دردها صافی شود از محبت دردها شافی شود
از محبت مرده زنده می کنند از محبت شاه بنده می کنند
شعر از:مولوی
شنبه:17/5/1388
۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)
