۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه

استاد عشق

گل من ای هستی من واسه من خیلی زیادی
تو به من درس صداقت درس یکرنگی و دادی
من با داشتنت تو دنیا مهربونی رو شناختم
از تو عشق و یاد گرفتم با تو من دنیام و ساختم
تو به من زندگی دادی ای ماه شبای تارم
حتی به قیمت جونم تو رو تنها نمی زارم
تو به من گفتی که با عشق می شه تو دنیا درخشید
گفتی می شه مهربون بود می شه دنیا رو قشنگ دید
از تو ای همیشه عاشق خیلی چیزا یاد گرفتم
من به پاس این همه لطف جز تو از دنیا گذشتم

شب با تو بودن

بمون من و تنها نزار این حرف اخر منه
رفتن تو دل من و ببین چه ساده می شکنه
بمون نزار این همه غم تو قلب من خونه کنه
برات یه دنیا حرف دارم نگو که وقت رفتنه
بمون که با این همه درد امشب یه همزبون می خوام
می خوام باهات حرف بزنم شب،شب با تو بودنه
بمون می خوام واسه چشات امشب هزار تا شعر بگم
شبی که تو با من باشی شب غزل سرودنه
بمون شب تار من و دوباره مهتابی بکن
امشب و پیش من بمون وقت واسه این شبا کمه

الهی

الهی هر روز و شبت ابی چو اسمون باشه
دل پر از صداقتت همیشه مهربون باشه
اون دل عاشق تو رو الهی هیچکس نشکنه
الهی توی زندگی هرچی بخوای همون باشه
الهی دستای تو رو هیچکسی از من نگیره
قشنگی چشمای تو قد یه کهکشون باشه
تمام لحظه های تو همیشه افتابی باشه
دلت الهی تا ابد شاد باشه و جوون باشه
الهی که این روزای جدایی زود تموم بشه
من باشم و تو باشی و یه ماه تو اسمون باشه

بی خیال

یکی می گه که باید صبر بکنم درست می شه
یکی می گه که باید فراموشت کنم برای همیشه
یکی می گه خیلی ساده ای هنوز موندی به پاش
یکی می خنده و می گه هنوز شعر می گی براش
یکی می گه که هنوز داری حماقت می کنی
یکی می گه عیب نداره تو هم عادت می کنی
یکی می گه که تو فکر کردی هنوز دوست داره
یکی می گه که هنوزم دل تو سر کاره
یکی می گه بابا بی خیال دیگه بسه دیگه
یکی میگه اونی که موندی به پاش رفته دیگه
یکی می گه و می خنده به دلم نیش می زنه
یکی با حرف زدنش قلبم و اتیش می زنه

پر پرواز

تکیه گاه شبای تار منی تو طبیب دل بیمار منی
منم اون پرنده که بالش شکست تو همونی که پناهگاه منی
من همون گلم که شد طعمه باد تو هنوزم شاخ و برگای منی
منم اون مسافر شکسته دل توی این سفر تو همراه منی
من مث یه قمری کنج قفسم تویی اون که پر پرواز منی
منم اون ماهی افتاده به خاک اما تو هویشه دریای منی
منم اون شمعی که سپیده سوخت تو همون پروانه ناز منی
منم اون که دلش از خزون گرفت تو بهار نغمه پرداز منی
منم هم صحبت شب های سیاه تو طلوع صبح زیبای منی
منم اونی که یه همزبون می خواست همزبون که نه تو دنیای منی

۱۳۸۸ تیر ۴, پنجشنبه

شب ارزوها

شايد اسم اين شب رو زياد شنيده باشيم ولي تو کتاب "المراقبات" مطلبي رو در فضيلت اين شب بزرگ ديدم و ازتون مي خوام که با دقت بخونيد ...از پيامبر اکرم (ص) روايت شده است که فرمودند:

از اولين شب جمعه در ماه رجب غافل نشويد ... زيرا شبي است که فرشتگان آن را " ليلة الرغائب " مي نامند ... اين نامگذاري از آن جهت است که هنگامي که يک سوم از شب گذشت هيچ فزشته اي در آسمانها و زمين نمي ماند مگر اينکه در کعبه و اطراف آن جمع مي شوند ... آنگاه خداوند بطور غير منتظره اي بر آنان وارد شده و مي فرمايد:اي فرشتگانم! هر چه مي خواهيد از من در خواست کنيد ...فرشتگان عرض مي کنند:حاجت ما اين است که از روزه داران رجب درگذري ...خداوند مي فرمايد:اين کار را انجام دادم ...بهتر است کسي که اين حديث را مي شنود ، در اين شب ، زياد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تکليفي را که آيه تحيت - سوره نسا...آيه 87- به عهده ي ما گذاشته به اندازه توانايي انجام داده باشد ...

سپس رسول خدا فرمودند:

کسي که روز پنجشنبه اول رجب را روزه گرفته و سپس نماز مخصوص اين شب (در ادامه مطلب بخوانيد ) را بجا آورد ...
قسم به کسي که جانم در دست اوست ، هيچ بنده يا کنيزي - از بندگان و کنيزان خدا - اين نماز را بجا نمي آورد ، مگر اينکه خداوند گناهان او را مي بخشد ...
گرچه گناهان او مثل کف دريا و به عدد شن و به وزن کوهها و به عدد برگهاي درختان باشد ...
و روز قيامت هفتصد نفر از خويشان خود را که همگي سزاوار آتش باشند شفاعت مي کند ...
و در شب اول قبر خداوند ثواب آن را به بهترين صورت ، با روي گشاده و خندان و زبان فصيح براي او مي فرستد که مي گويد:
اي محبوب من! مژده بده ... از هر سختي نجات پيدا کردي...
مي پرسد : تو کيستي؟! ... رويي بهتر از روي تو نديده و بويي به خوشبويي تو به مشامم نرسيده...
جواب مي دهد : اي محبوب من! من ثواب آن نمازي هستم که
در فلان شب ، فلان منطقه ، فلان ماه و فلان سال بجا آوردي ...
امشب آمده ام تا حقت را ادا کرده ، مونس تنهايي تو بوده و وحشتت را از بين ببرم ..
. و در عرصه ي قيامت بر سرت سايه افکنم ...

و تو هرگز خيري را از جانب مولايت از دست نخواهي داد ...

من ارزو می کنم یادم نره اومدنم به این دنیا واسه چیه؟و رفتنم خیلی زودتر از اون
چیزیه که بشه پلک زد!
تو چه ارزویی داری ؟؟؟
حرف هایی هست برای گفتن ، که اگر گوشی نبود نمی گوییم
و حرف هایی هست برای نگفتن ، حرف هایی که هرگز سر
به ابتذال گفتن فرود نمی اورد...
و سرمایه هرکسی به اندازه حرف های نگفته اوست...

ارزو می کنم وقتی را داشته باشم برای فکر کردن،به انچه
بودم،هستم وخواهم بود!

ارزو می کنم بتونم به اندازه ارزوهام تلاش کنم

ارزو می کنم یادم بمونه که همیشه یکی اون بالا تو اسمون به یادمه

خیلیا هستن که ارزوشون یه لحظه در ارامش زندگی کردنه،ارزوم
به ارزو رسیدن اوناس

ارزو می کنم بتونم با تمام وجود و به بهترین نحو برای رسیدن به هدفهام
تلاش کنم

ارزو می کنم یادم بمونه که زندگی کوتاه تر از اونیه که بخوام قلبی و بشکونم

اگه دلتون گرفت و ارزویی کردید من و هم یادتون نره

ارزو می کنم به همه ارزوهاتون برسید

هر چی ارزوی خوبه مال تو . . .